تبلیغات
تاریخ ایران و ادیان - تاریخ پادشاهان ایران
 
درباره وبلاگ


بار الها


از کوی تو بیرون نشود پای خیالم


نکند فرق به حالم


چه برانی، چه بخوانی


چه به اوجم برسانی


چه به خاکم بکشانی


نه من آنم که برنجم


نه تو آنی که برانی


نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم


نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی


در اگر باز نگردد نروم باز به جایی


پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی


کس به غیر از تو نخواهم


چه بخواهی چه نخواهی


باز کن در، که جز این خانه مرا نیست پناهی


مدیر وبلاگ : اللهوردی قراچرلو
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بار الها از کوی تو بیرون نشود پای خیالم نکند فرق به حالم چه برانی، چه بخوانی چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم نه تو آنی که برانی نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی باز کن در، که جز این خانه مرا نیست پناهی
تاریخ ایران و ادیان
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : اللهوردی قراچرلو


از مورخان بزرگ اسلامی عصر عباسی دوم که درتاریخ عمومی دست به تالیف زده اند وتالیفات ایشان از دستبرد حوداث برکنار مانده ابن واضح احمد بن ابی یعقوب اسحاق بن جعفر بن واضح کاتب اخباری عباسی اصفهانی یعقوبی معاصر ابوحنیفه دینوری و ابوجعفر احمد بن یحیی بلاذری بغدادی متوفی بسال 279 هجری میباشد پدرش را باتفاق ابویعقوب اسحاق نوشته اند وظاهرا بهمین مناسبت کنیه پدرش وی رایعقوبی گفته اند واضح جد یعقوبی چنانکه دانسته شده از شیعیان فداکار اهل بیت بوده وجان خود را برسراین کار نهاد ه است درشیعه بودن یعقوبی نیز شبهه ای نیست ومواردی ازتاریخ وجغرافیای وی براین مطلب گواه است و تاریخ پادشاهان ایران نیزاقتباس از جلداول تاریخ یعقوبی شده است .والبته به سلسه هخامنشیان نپرداخته و این حقیر درنوشته های دیگر کاملا پادشاهان ایران از هخامنشیان به بعد را نیز توضیح خواهم داد .


پارسیان برای پادشاهان خود چیزهای بسیار ادعا میکنند که قابل قبول نیست ازقبیل فزونی درخلقت تا انجا که برای یک نفر چندین دهان و چندین چشم وبرای دیگری صورتی ازمس و برشانه دیگری دومار که مغز سرمردان خوراک آنهااست باشد ، وهمچنین زیادی عمر ودفع مرگ ازمردم وماننداینها ، ازاموریکه عقل آنرا نمی پذیرد ودرشمار بازیها و یاوه گوییهای بی حقیقت قرارمیدهد پیوسته خردمندان و دانایان عجم وبزرگان و شاهزادگان و دهقانان شان واهل علم وادب این گونه مطالب رانگفته و صحیح ندانسته ازحقیقت برکنارشمرده  اند .


پارسیان پادشاهی پارس را اززمان اردشیر بابکان بحساب می آورند و پادشاهان شان پیش ازاین دراولین سلسله عبارت است از :


( شیومرث ) هفتادسال ، اوشهنج فیشداد چهل سال ، طهمورث سی سال ، جم شاد هفتصد سال ، ضحاک هزارسال ، فریدون پانصدسال ، منوچهر صدوبیست سال ، افراسیاب پادشاه ترک صدوبیست سال ، زوطهماسب پنج سال ، کیقباد صدسال ، کیکاوس صدوبیست سال ، کیخسرو شصت سال ، کیلهراسب صدو بیست سال ،کی بشتاسب صدو دوازده  سال ، کی اردشیر صدودوازده سال ، خمانی دخترچهرزاد سی سال ، داراپسر چهرزاد دوازدهسال سپس اسکندر اوراکشت و پادشاهی پارس پراکنده گشت و پادشاهانی بنام ملوک الطوایف که مرکز آنها دربلخ بود به پادشاهی رسیدند  نسب شناسان اینان را ازفرزندان عامور این یافث بن نوح پنداشته اند اینان بردین ستاره پرستان ، خورشید وماه وآتش وهفت ستاره را بزرگ میداشتند و مجوسی نبودند بلکه برکیش صابئان بودند .


دوره دوم پادشاهی پارسیان از اردشیر بابکان :


پس از اشکانیان اردشیر نخستین پادشاه زرتشتی پارس بپادشاهی رسید . پایتخت اودراستخر بود برخی از شهرهای پارس سر از اطاعت او باز زدند واو باجنگ آنها را گشود سپس اصبهان و انگاه به اهواز وبعداز آن به میسان رفت پس به پارس برگشت وبا پادشاهی بنام اردوان جنگید واوراکشت . اردشیر بنام شاهنشاه خوانده شد و آتشکده ای در اردشیر خوره بنا کرد ، آنگاه  به جزیره و ارمنستان و آذربایجان سپس بسواد عراق لشکر کشید وآنها راگرفت پس به خراسان رفت وچندین شهر آنرا تسخیر کرد و پس از رام کردن شهرها پسر خود شاپور را بجای خود برگرفت و تاج برسرنهاد و پادشاهش خواند . اردشیر بعداز چهارده سال سلطنت بدرود زندگی گفت .


شاپور پسراردشیر بعد از پدر بپادشاهی رسید وبارومیان جنگید و چندین شهر رابدست آورد ومردمی ازرومیان را اسیرکرد ، پس شهر ( جند ی شاپور) راساخت و اسیران رومی را درآن جای داد .رئیس رومیان پل روی رودخانه شوشتر راکه هزار ذراع عرض دارد برای شاپور مهندسی کرد . درروزگارشاپور بود که مانی پسر حماد ظهور کرد و شاپور را بکیش ثنویت خواند وکیش اور ا نکوهش کرد ، پس شاپور بسوی او مایل گردید .شاپور ده سال واندی براین کیش بماند ، سپس موبذ نزد شاه آمد وگفت این مرد دین تورا تباه ساخته است ومن واورا با هم جمع کن تابا اور مناظره کنم شاپور آندورا فراهم ساخت و موبذ با دلیل برمانی پیروز آمد ، پس شاپور ازکیش ثنوی به دین زرتشتی بازگشت و کشتن مانی تصمیم گرفت .  مانی گریخت وبه هندوستان رفت و آنجا ماند تا شاپورمرد .


بعداز شاپور پسرش هرمز که مردی دلیر بود پادشاه شد اواست که شهر  ( رامهرمز ) را بناکرد روزگار هرمزکوتاه و پادشاهی اور یکسال بود .


آنگاه پسرش بهرام پادشاهی یافت اوشیفته بندگان و هوسرانی بود که پادشاهی بهرام سه سال بود . پس بهرام پسر بهرام هده سال پادشاهی کرد ، آنگاه پسرش بهرام سوم این بهرام بن بهرام چهارسال سپس برادرش نرسی ( نرسه ) بن بهرام نه سال پس هرمز پسر نرسی نه سال پادشاهی کردند هرمز را پسری بود که اورا که اوراشاپور نام نهاد ونامزد پادشاهی کرد هرمز مرد و شاپورکودکی درگهواره بود .


اهل کشور بانتظارماندند تا شاپوربحد رشد وجوانی رسید سپس سرکشی وبیدادگری ازاوظهورکرد، بشهرهای عربستان لشکر کشید و آبهای آنها را باخاک انباشته ساخت پادشاه روم الیانوس بجنگ با شاپور برخاست وهمه قبایل عرب اوراکمک دادند سپس قبیله های عرب باشتاب بر شاپور حمله بردند ودرپایتخت براو تاختند تا آنجا که شاپورگریخت و پایتخت را خالی گذاشت ، شهروخزاین سلطنتی بغارت رفت . آنگاه تیرناشناسی رسید و الیانوس راکشت رومیان ( یوبنیانوس ) را بپادشاهی برداشتند واوبا شاپور صلح کرد . شاپور دشمنی عربها را دردل گرفت وبهرکه ازآنها دست می یافت شانه اش را ازجادرمیکرد وازاین جهت شاپور ذوالاکتاف نامیده شدپادشاهی شاپور بزرگ هفتاد و دوسال بود .


سپس اردشیربن هرمز برادرشاپور بپادشاهی رسید اوروش بدی درپیش گرفت وبزرگان و نجبا رامیکشت تا آنکه  پس از چهارسال سلطنت خلع گردید و شاپور پسر شاپور دوم پادشاه پارسیان گشت اردشیر مخلوع درمقابل او فروتنی کرد وفرمانبری داشت خیمه ای برسر شاپور فرود آمد و پس از پنج سال پادشاهی کشته شد .


آنگاه  سزدگرد پسر شاپور سوم بسلطنت رسید اومردی بدخلق ودرشتخوی ستمکار وبدسیرت کم خیر و پرزیان بود مردمرا چندی شکنجه داد تا اسبش اورا لگد زد ومرد پادشاهی اوبیست ویکسال بود .


پس بهرام گور پسر یزدگرد که درعربستان بزرگ شده بود بپادشاهی رسید پدرش اورا به نعمان سپرده بود و زنان عرب اورا شیردادند و بااخلاق ستوده ای بار آمد پس ازمرگ یزدگرد پارسیان نخواستند پسرش رابجای اوقراردهند وگفتند بهرام درمیان اعراب بزرگ شده و بپادشاهی آشنا نیست پس تصمیم گرفتند مردی جز اورا بپادشاهی بردارند بهرام که درنزد اعراب تربیت یافته بود هیبت شاهانه ای نشان داد تاج و زیوری راکه پادشاهان می پو شند درمیان دوشیر نهادند آنگاه به بهرام وخسرو گفتند هرکدام از شما تاج وزیور را ازمیان دوشیربرگیرد او پادشاه است بهرام برخاست پس عمودی بدست گرفت و پیش رفت وهردوشیر را زد وکشت وتاج وزیورراگرفت .بهرام مردی هوسران بود که  سرگرمیها اوراازکار رعیت بازمیداشت تا آنجاکه خود بکارشکارو هوسرانی پرداخت پس از نوزده سال پادشاهی جان سپرد آنگاه یزدگرد پسر بهرام هیفده سال سلطنت داشت این یزدگرد را دو پسر بود هرمز و فیروزهرمز بعداز پدر پادشاهی راگرفت وفیروز بشهرهای هیاطله گریخت و پادشاهشان را ازقصه خود وبیدادگریهای برادر آگاه ساخت شاه هیاطله اورابلشگری کمک دادوباهمان لشکر با برادرجنگید واوراکشت ولشکرش را پراکنده ساخت فیروز پادشاه شد و درزمان او مردم بقحطی و گرانی وگرسنگی سختی گرفتارشدند و فیروز درجنگ با ترکان کشته شد و پس از فیروز بلاش پسرش چهارسال پادشاه بود سپس برادرش قباد پسر فیروز پادشاه شد  و سپس پارسیان قباد را از پادشاهی خلع وحبس کردند وبرادرش جاماسب پسر فیروزرا بپادشاهی برداشتند قباد درزندان و برادرش پادشاه بود تا آنکه خواهر قبادداخل زندان شد ورئیس زندان راکه معترضش گردید بعذر اینکه حایض است بوعده ای امیدوارساخت آنگاه وارد زندان شد ویکروز نزد قباد ماند سپس اورامیان فرشی پیچید وروی شانه غلام نیرومندی ازمحبس درآورد قباد گریخت وبکشور هیاطله روی نهاد و پس از قباد انوشروان پادشاهی یافت وخبرمرگ قباد را برای مردم کشورنوشت آنگاه آنها را وعده نیکی دادو بآنچه خیرشان درآن است امرفرمود ومخالفین خودرا بخشید انوشیران مردی برگوار وجوانمرد و دادگر بود تا آنجا که هرکس ازاوچیزی میخواست انجام میدادانوشروان پس از 48 سال پادشاهی درگذشت هرمزفرزند انوشروان پس از پدرشاه شدو هرمز دوازده سال سلطنت کرد و پس از او پسرش پرویز به سلطنت رسید چون کار پرویز روبراه شد ودرجنگ با بهرام چوبین شکست خورد به پادشاه روم پناهنده شدپادشاه روم خسرورا پذیرفت ودختر خودرا باو دادولشکر عظیمی همراه اوساخت و درجنگ بهرام چوبین را شکست دادو بهرام چوبین بعدازشکست پابگریز نهاد و باشتاب نزدخاقان ترکستان رفت باردیگر پادشاهی خسروپرویز روبراه شد پس نامه ای بپادشاه روم نوشت واورا بپیروز ی خود بشارت داد امپراطور دوجامه سلیب داربرای خسرو هدیه کرد وخسرو آنها را پوشید پس پارسیان گفتند اورکیش نصرانی گرفته است آنگاه خسرو درباره نصرانیان نوشت که باید مورداکرام واحترام ونیکی باشند خسروپرویز دراثر پیروزیهای درخشان سر بطغیان وبیداوسرکشی و ستمگری برداشت مالهای مردم را گرفت وخونها ریخت بزرگان ایرانی که ازخسرو خواری وگرفتاری می دیدند وناروا به آنها میرسید اوراخلع کرده و پسرش شیرویه نام داشت بپادشاهی برگرفتند واورا با شعار شیرویه شاهنشاه به پایتخت آوردند زندانیانی راکه خسرو میواست بکشد از زندانها درآوردند خسروگریخت ودرباغی که داشت پنهان شد اورگرفتند وزندانی کردند سپس به شیرویه گفتند تا پرویز زنده باشد پادشاهی توروبراه نیست اورابکش و گرنه تورا خلع می کنیم شیرویه پیام درشتی برای پدرش فرستاد واورابرکار بدش ملامت کرد و خسرورا درزندان کشتند و پادشاهی خسروپرویز سی وهشت سال بود چون شیرویه پسر پرویز به پادشاهی رسید زندانیان را رهاکرد و زنان پدرش را بزنیگرفت و هفده برادر را بناروا کشت وازاینرو پادشاهی اورونقی نگرفت حال او بصلاح نیامد سخت بیمارشد و پس ازهشت ماه درگذشت ایرانیان کودکی از شیرویه بنام اردشیر را پادشاه کردند . شهربراز سردارجنگ بارومیان کارش بالا گرفته بود و روی کارآمدن ما] آذرگشنسب راناخوش داشت پس باحیله بزرگان پارس راگرفت وکشت وزنانشان را رسواساخت و پادشاه اردشیررا نیزکشت سلطنت اردشیر یکسال وشش ماه بود کارشهربرار بر ایرانیان گران آمد وگفتند چنین شخصی نشاید برما پادشاهی کند پس براوتاختند واوراکشتند پس پوراندخت دختر خسرو را بتخت نشانیدند پوراندخت خوشرفتاری نمود عدل ونیکی راگسترش دادپادشاهی اویکسال وچهارماه بود سپس آزرمیدخت دختر خسرو پادشاه شد وکارش روبراه شد و بدست رستم پسر فرخ کشته شد و پادشاهی اورشش ماه بود .


سپس مرد ی ازاعقاب اردشیر بن بابک بنام خسرو بن مهرجشنس پادشاه شد لیکن پس از چندروزی کشته شد و پادشاهی اوبه یک ماه نرسید . بزرگان ایران ازخانواده سلطنت کسی را برای پادشاهی نیافتند وناچار مردی رابنام فیروز ازدخترزادگان انوشروان پادشاه کردند چون برای تاج بسرنهادن نشست وسربزرگی داشت گفت این تاج چه تنگ است بزرگان ایران ازسخنش فال بدزدند واورا کشتند .


پسری از خسرو که پس ازکشته شده شیرویه  به نصیبین گریخته بود بنام فرخ زاد خسرو رسید وتاج شاهنشاهی برسرنهاد اومردشریفی بود ویکسال پادشاهی کرد .


پس یزدجرد پسر خسرو را یافتند مادرش زنی حجامتگر بود که خسروبااو درآمیخت ویزدجرد را زایید یزدجرد رابفال بدگرفته پنهان کردند و پس از بیچارگی اورابپادشاهی برداشتند اما وضع کشور آشفته ومردم برشاه گستاخ بودند چهارسال از پادشاهی او گذشت که سعدبن ابی وقاص به قادسیه آمد ویزدجرد رستم را بجنگ سعد فرستاد .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 31 تیر 1398 01:07 ب.ظ
Timing is a headaches to start with, although in case
you twig the location you’re moving into, that may perhaps make fads a little clearer to suit your needs when you get involved the game.
Accordingly makes it possible for take a look at a few of the indispensable
engagement real truth roughly speaking L.A. to facilitate, in the event you quite understand, could get on to these unfaithful waters only a tiny hurt easier to pass through.
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 09:23 ق.ظ
最高品質Nランクのカルティエスーパーコピー時計激安通販専門店.
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 09:22 ق.ظ
ブランドバッグコピー,コピーブランド財布,スーパーコピー販売專門店!
پنجشنبه 1 فروردین 1398 01:08 ب.ظ
It's really a great and useful piece of information.
I'm glad that you simply shared this useful info with us.
Please keep us informed like this. Thanks for sharing.
یکشنبه 6 اسفند 1396 05:10 ب.ظ
بله بالاخره کسی درباره تقلبها می نویسد.
جمعه 4 اسفند 1396 07:25 ب.ظ
از یک سایت قابل اطمینان دیگر متشکریم جای دیگری ممکن است
من اطلاعاتی را که در چنین راهی ایدهآلی نوشته شده است، دریافت میکنم؟
من یک تعهد دارم که در حال حاضر در حال اجرا هستم و من در آنجا هستم
نگاهی به چنین اطلاعاتی می اندازد.
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:06 ق.ظ
If some one wants to be updated with most
recent technologies after that he must be pay a visit this web site and be up to
date everyday.
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:04 ب.ظ
Terrific article! That is the kind of info that should be shared
across the internet. Shame on the seek engines for no longer positioning this put up upper!

Come on over and talk over with my website . Thank you =)
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:03 ب.ظ
Remarkable things here. I'm very satisfied to peer your post.
Thank you so much and I'm looking forward to contact you.
Will you kindly drop me a e-mail?
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:58 ق.ظ
Spot on with this write-up, I seriously think this site needs a great
deal more attention. I'll probably be returning to read through more, thanks for the advice!
شنبه 7 مرداد 1396 02:10 ب.ظ
My spouse and I absolutely love your blog and find the majority of your post's to be exactly I'm looking for.

Does one offer guest writers to write content for you?
I wouldn't mind producing a post or elaborating on a number of the subjects you write related to here.
Again, awesome blog!
پنجشنبه 29 تیر 1396 11:15 ب.ظ
Good respond in return of this question with solid arguments and explaining the whole thing on the topic of that.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:48 ق.ظ
I constantly spent my half an hour to read this weblog's articles or reviews all the time along with a mug
of coffee.
دوشنبه 28 فروردین 1396 08:43 ب.ظ
I'm not sure why but this website is loading very slow
for me. Is anyone else having this problem or is it a issue
on my end? I'll check back later on and see if the problem
still exists.
جمعه 25 فروردین 1396 05:43 ب.ظ
I was suggested this website by my cousin. I am not positive whether this put up is written by him
as no one else understand such specific about my
problem. You are incredible! Thanks!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:31 ق.ظ
What's up, just wanted to say, I loved this post. It was
helpful. Keep on posting!
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 01:49 ب.ظ
بسیار ممنون و سپاسگذار از جهت متن مفید و جالب توجه
سه شنبه 15 اردیبهشت 1394 03:50 ب.ظ
دوست عزیزازشما ممنونم که عین متن تاریخ یعقوبی را مرقوم فرمودید بدون کم وکاست
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 04:43 ب.ظ
تاریخ پادشاهان را خواندم ازحوصلتان درنگارش آن تشکر میکنم
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 04:09 ب.ظ
باتشکر درمورد دین پادشاهان ایران مطلب بنویسید
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 03:49 ب.ظ
باسلام مطالب تاریخی که ازکتاب یعقوبی مرقوم فرمودید خواندم و استفاده کردم اگر ممکن است درمورد انوشیروان پادشاه ایرانی که دادگر بوده توضیح بفرمائید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر